ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
94
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
كه دستگاه و اثاث « 1 » و اسباب از چوب در نهايت صفا و خوبى برپا كرده ، پنبهء ممتاز كه از هند مىآورند ، اهل انگريز گرفته به ايشان مىفروشند ، و آنها ريسمان كرده سفيد مىبافند . الحق سفيد ايشان منتهاى امتياز و لطافت [ را ] دارد ، و از همان سفيد در كارخانهء چيتسازى برده اقسام رنگها و قسمها چيتزده به مصرف مىرسانند . اما رنگ چيت اروس دوام ندارد ، به محض اندك استعمال بر طرف مىشود ، بهخلاف چيت انگريز كه پاره [ هم ] كه مىشود رنگ آن عيب نمىكند و دوام بسيار هم دارد . چندين كارخانهء سفيدبافى و چيتسازى را گردش كرده ، ملاحظهء دستگاههاى آنها را نمودند . اين كارخانجات آنها با كارخانجات جولائى ايران چندان مغايرتى ندارد ، مگر اينكه اينها وسيعتر و عمله بيشتر دارند ، و زودتر پارچه را به اتمام مىرسانند ، و اسباب و اثاث « 1 » اينها بيشتر است . احتمال دارد در هر كارخانه ، روزى چندين توپ ، چندين قسم سفيد از دستگاه به زير مىآورند و هر يك كمال صفا و امتياز دارد . و همچنين كارخانجات چيتسازى كه در كمال پاكيزگى و سرعت ، روزى چندين توپ از همان سفيدها را در هر كارخانه چيت زده ، از دستگاه به زير مىآورند . بعد از ملاحظهء آنها چون صاحب كارخانجات كدخداباشى آن محلات و از جمله معتبرترين آنجا بود و خانهء نشيمن او در همان حوالى بود ، اصرار زيادى كرده ، صاحبى ايلچى را به مكان مرغوبى در خانهء خود برده ، چاى « 2 » شيرينى به آئين خود آورده صرف كردند . بعد « 3 » از آنجا به عزم ملاحظهء كارخانهء ماهوتسازى روانه شدند . به ورود آنجا جمعى از اعيان كه سركار و صاحبجمع كارخانهجات ماهوت هستند ، در سر راه آمده ، عزت و احترام بسيار نمودند ؛ و صاحبى ايلچى را در سر همه دستگاه و اساس ماهوتسازى برده نشان دادند . وضع كارخانه و ساختن ماهوت آنچه ملاحظه شد از اين قرار است كه ابتدا پشم سفيد را به طريق همهجا يا بچرخ يا به دست مىريسند و كوروك كرده آماده مىنمايند و دستگاهى به طريق دستگاه جولائى به جهت بافتن ماهوت برپا مىكنند . غرض آن دستگاه سه ذرع ايران مىشود . چوب بسيار كلفتى بنحو چرخ در پيش روى دستگاه كار گذاشتهاند كه آنچه بافته مىشود دور آن چوب پيچيده مىشود . و عرض كار را ابتدا به قدر دو ذرع و دو ذرع و نيم قرار مىدهند و از هر طرف به قدر چهار انگشت حاشيه از پشم سياه يا رنگ ديگر به دستگاه مىگذارند و آنوقت به طريق كرباس آن را مىبافتند . بيست ذرع ، سى چهل ذرع ، هرقدر مىخواهند كه مساوى يك توپ شود . بعد كه به قدر منظور بافته شد ، آن را از دستگاه به زير آورده ، به جائى مىبرند كه در آن مكان آب گرمى دارد . آن را در آب انداخته چرخى دارد كه به آن چرخ و لگد پا و چوب كتكدستى اينقدر آن را مىزنند كه از خود كورك بيرون آورده ، به طريق نمد مىشود ، و از عرضى كه دارد نيم ذرع كمتر يا بيشتر كسر مىكنند . به همين جهت ابتدا عرض [ را ] زياد مىگيرند . آنوقت از آب گرم درآورده ، خشك مىكنند ، و به كارخانه مىآورند ، و آن را در روى تختهء بلندى كه اندك سرازير كار گذاشتهاند ، مىاندازند ، و قشوى از آهن ساخته به دست
--> ( 1 ) - متن : اساس ( 2 ) - متن : چاهى ( 3 ) - متن : و بعد